رحم على خان ايمان
62
منتخب اللطائف ( فارسى )
ابو الحسن رودكى ابو الحسن حكيم رودكى ، سمرقندى است . از ابتداى آدم الى يومنا همتاى او در زمان پيدا نگرديده . بناى قصيده و غزل ريختهء اوست . اوستاد اوستادان و موجد تدوين شاعرى او بوده و با آنكه كور مادرزاد بود در عمر هفتاد ساله حافظ و حكيم و شاعر و بذلهگو و خوش الحان گرديد . در بدايت حال به مطربى افتاده به ملازمت امير نصر احمد سامانى رسيد و به كمال دانش و فضيلت خود را جستى كه شاعرى مثل او در آن زمان پيدا نشد . مفصّل حالش در كتب تواريخ مسطور است . « 1 » وى راست : شاد زى با سياه چشمان شاد * كه جهان نيست جز فسانه و باد باد و ابر است اين جهان افسوس * باده پيش آر هرچه بادا باد نيكبخت آن كسى كه داد و بخورد * شوربخت آنكه وى نخورد و نداد « 2 » ابو القاسم بشر ياسين حضرت ابو القاسم بشر ياسين از بزرگان دين است . « 3 » در نفحات الانس مسطور است كه شيخ ابو سعيد قدّس سرّه گفته كه روزى پيش ابو القاسم بشر ياسين بودم . ما را گفت كه اى پسر خواهى كه با خداى سخن گويى ؟ گفت : چرا نخواهم ؟ گفت هر وقت كه در خلوت باشى بگويى و بيش از اين مگوى . من بىتو دمى قرار نتوانم كرد * احسان تو را شمار نتوانم كرد گر بر تن من زبان شود هر مويى * يك شكر تو از هزار نتوانم كرد « 4 » بعضى رباعى مذكور به نامش نوشته لكن از آنچه در نفحات مذكور است از آن صريح برنمىآيد كه طبع زاد آن حضرت است يا از ديگرى است . براى خواندن آن امر كرده . ابو ذر بوزجانى حضرت ابو ذر بوزجانى ، برگزيدهء درگاه سبحانى است . سلطان محمود غزنوى در ايّام طفلى
--> ( 1 ) . سخن و سخنوران 18 : رودكى بهطور يقين كور مادرزاد نبوده و از سرودههاى او در توصيف طبيعت روشن است كه وى رنگها و كيفيّت و كمّيّت و عوارض اشيا را كاملا مىشناخته است و نابينايى او بعدها عارض شده . اثر مهمّ او كليله و دمنهء منظوم است . اصل وى از رودك يكى از قراى سمرقند است و شاعران بزرگى چون مسعود سعد سلمان ، دقيقى ، فرّخى و امير معزّى از وى به عظمت ياد كردهاند . گرچه اشعارى اندك از وى باقى مانده ، لكن او به كثرت شعر مشهور بوده . تا آنجا كه رشيدى سمرقندى گويد : شعر او را برشمردم سيزده ره صد هزار * هم فزونتر آيد ار چونان كه بايد بشمرى ( 2 ) . متن : وى نداد و نخورد . اين بيت كه مربوط به همين قصيدهء مشهور رودكى است ، در متن ، جدا نوشته شده بود . ( 3 ) . دهخدا ذيل ابو القاسم : يكى از اكابر شيوخ متصوّفه است . در مهنه مىزيست و ابو سعيد ابو الخير درك صحبت وى كرد . به سال 385 درگذشت . دهخدا ذيل بشر : بشر بن ياسين ، ابو القاسم نيشابورى ، از سخنان اوست : حقيقة العلم ، كشف على السّرائر . نوشتهاند كه وى از مشايخ بزرگ عرفاى اواخر قرن چهارم هجرى است . در مولد خود مهنهء نيشابور به ارشاد مردم پرداخت و ابو سعيد ابو الخير از صحبت او به مقامات عالى رسيد . به سال 380 يا 388 در نيشابور درگذشت . ( 4 ) . متن : نتوانم گفت . از دهخدا تصحيح شد .